تبليغاتX
ماجراهای مزدا و مهراد
داستان شيطنت‌ها و خرابكاري‌هاي مزدا و مهراد

من که از کار مردم این دنیا سر در نیاوردم. نمی‌دونم این روزا تو خونه ما چه خبره!! چون مامان و بابا مثه آدمای بهت‌زده می‌مونن‌. می‌گن این حالت مامان و بابا و عموها و زن‌عموها و ... افسرگی انتخاباتی است که فعلا درمونی برای اون پیدا نشده!!!!!

این مزدا خان هم که انگار نه انگار که من با خودم از اون دنیا با یه عالمه زحمت براش یه قطار آوردم که باهام مهربون باشه. هر چی بهش نیگا می‌کنم و می‌خندم، بهم محل نمی‌ذاره و به قول خودش چشماش با من اخمو بوده و هست و دریغ از یه لبخند...

فعلا تا وقتی که اوضاع و احوال تو خونه‌مون روبه‌راه بشه، از من و مزدا انتظار نوشتن مطلب جدید نداشته باشین اما مامان تو وبلاگ آرین یه پست چدید گذاشته. اگه دوس داشتین اونجا یه سر بزنین.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 21:54  توسط مزدا و مهراد  |