۱ - بهبه! ميبينم كه اين نيني خان - به قول مامان سنجد و به قول بابا هوي hovi- چشم ما رو دور ديده و هم اسم وبلاگمون رو عوض كرده و هم يواشكي بدون اجازه ما ميياد اينجا چيز مينويسه...عيب نداره ميگن گذشت از بزرگانه... ما فعلا ً ميذاريم اين آقا مهراد – يادم رفت بگم اسم نيني رو گذاشتيم مهراد- هر كاري دلش ميخواد بكنه تا بعد كه خودمون در يه عمليات گازانبري حمله كنيم و وبلاگمون رو آزاد كنيم...
۲ – مامان گفته كه از طرفش از همه خالههايي كه تو اين مدت احوالپرس اون و نيني بودن و همه كساني كه اسماي قشنگ قشنگ براي نيني پيشنهاد كردن، و تو این مدت با ما همدردی کردن به خاطر جای خالی آرین و تو شادی ما شریک بودن به خاطر حضور این نيني خان تشكر كنم. خب تشكر كردم!!!! (انقده بدم ميياد مامان هي ميگه نيني ...)
۳ – نميدونم اين روزا چه خبره كه هر كي ميياد خونهمون، براي من كادو ميياره... يعني فكر ميكنين دارن سر من رو گول ميمالن تا به اين نيني خان حسودي نكنم؟؟؟
۴ – برخلاف من و آرين كه شير مادر خورديم، اين نيني مهراد خان از همين الان شيرخشكخور شده. گفتيم كه بدونيد و در سوابق هم ثبت بشه... تازه شم وقتی خوابه شکل آرینه وقتی بیداره شکل من!
من مزدا هستم متولد 24 فروردین 1384 مهراد هم داداش كوچولومه كه 11 بهمن 87 به دنيا اومد ما دو تا داستان زندگیمون رو به یاد آرین عزیز به یادگار میگذاريم