|
به همه دوستای عزیزم سلام میکنم.
و لپ همشونو دونه دونه بوش میکنم. هرچند که خودم بدم میاد کشی بوشم کنه و فوری جاشو پاک میکنم!
طبق معمول معذرت خواهی میکنم به خاطر اینکه دوباره دیر اومدم اما تقصیر من نیست. همش تقصیر این مامانه با اون نی نی ش. این مامان هم که مارو کشت با اون نی نی ش! نی نی هم ما رو کشت با اون قطارش. (آخه قراره وقتی اومد برام یه قطار بیاره) به خاطر همینه که من دیگه یواش می پرم رو دل مامانم! چون قطارم ممکنه اون تو بشکنه!
مامانم میگه نی نی مون 8 روز دیگه به دنیا میاد و هنوز اسم نداره بنابراین فعلا نی نی صداش میکنیم.
نی نی مون قطارمو کادو کرده و تو بغلش نگه داشته به دنیا که اومد میذاره تو گهواره اش که من برم برش دارم. خوب اینجوری بهتره. آخه من فکر میکردم وقتی حوصله اش سر میره باهاش بازی میکنه!!!
در ضمن نی نی وبلاگ جدیدی نخواهد داشت و موضوعات من و نی نی همینجا ادامه دنبال میشه. اسم وبلاگمونو هم عوض میکنیم و میذاریم ماجراهای مزدا و نی نی! نظر شما چیه؟
دفعه بعد نمیدونم کی میام. سعی میکنم زود زود باشه اما با این مامان گرد و قلمبه من که حتی نمیتونه درست راه بره و هیچ اعتباری بهش نیست بهتره هیچ قولی ندم.
قطعا پست بعدی بعد از تولد نی نی است همراه با عکسهایی از منو اون و البته قطار !
اصلا نمیدونم مامانم برای چی میخواد از نی نی عکس بذاره خوب معلومه که نی نی زشته! حالا من اگه زشتم اقلا بانمکم!!!
|