تبليغاتX
ماجراهای مزدا و مهراد
داستان شيطنت‌ها و خرابكاري‌هاي مزدا و مهراد

 

 

این نی‌نی رو می‌گین؟ نه بابا، این هنوز اون نی‌نی نیست. مگه این مامان ما زودپزه! که نی‌نی به این زودی بپزه و به دنیا بیاد!؟ این روزا بعضی از این دوستای ما مثه یلدا میرن پیش دبستانی تا برای رفتن به مدرسه آماده بشن. این نی‌نی هم در واقع یه "پیش نی‌نی"‌یه برای این که من برای دیدن یه نی‌نی تو خونه آماده بشم، اما راستش رو بخواین باید بگم من که خودم خیلی مطمئن نیستم که بتونم یه نی‌نی دیگه رو تحمل کنم. این مامان و بابای ساده من فکر می‌کنن که من هم مثه آرین هستم که هیچ وقت به من حسودی نکرد و از اومدن من کلی هم خوشحال شد. نه بابا؛ من مزدایم و جنسم از یه جنس دیگه است و بعید می‌دونم که بتونم به سادگی با این نی‌نی تو راه کنار بیام.

سلام

 بعداً نگین که این بچه چقده بی‌ادبه. بعد از این همه مدت اومده، اون هم  بدون سلام و احوالپرسی! می‌دونم که همه‌تون از دست من ناراحت هستین که چرا مدت‌ها است بهتون سر نزدم و چرا برای اولین بار، بین دو بار آپ کردنم بیشتر از یه ماه فاصله افتاده، اما خب یه‌خورده هم به من حق بدین. اولندش مامان با شروع مهر ماه و به یاد روزهایی که آرین برای رفتن به مدرسه آماده می‌شد یه خورده رفته تو خودش و دومندش این بابا‌مون هم این روزا حسابی گرفتاره روزنامه‌ای شده که قراره از عید فطر منتشر بشه و اسمش "خورشید"ه، تو این حال و احوال هم، اولش بابا دچار یه مشکل با پاش شد و به خاطر سر پا وایستادن‌های طولانی و فشار کاری، پاش متورم و مدتی گرفتار شد و بعدش هم مامان افتاد زمین و پاش پیچ خورد و ... شما بگین تو این اوضاع و احوال، دیگه وقت و حوصله‌ای برای وبلاگ بازی می‌مونه!!!!

تو این مدتی که نبودم، دوست عزیزم پویان جون، اومد ایران و برگشت خونه‌شون بدون این که فرصت بشه ببینمش، بعدش تولد وبلاگی آندیای خاله مژگان رو در پارک گفت‌و‌گو نرسیدم برم که باز هم از آندیا جون و مامانش معذرت می‌خوام و دوباره تولد دوست گلم رو بهش تبریک می‌گم، بعدش هم شرمنده خاله آیدا مامان لاریسا جون شدم و قرار وبلاگی در سرزمین عجایب رو از دست دادم و...

از خاله لیلی مامان آراز قهرمان هم که برگشته ایران، هنوز خبری نیست و امیدوارم که زودتر دوباره برامون بنویسه. می‌خواستم اسم همه دوستام رو تک تک بیارم و ازشون معذرت‌خواهی کنم و بگم که دلم برای همه‌شون یه دنیا تنگ شده اما از ترس این که اسم کسی جا بیفته، بی‌خیالش شدم.

راستی اسم این "پیش نی‌نی" شروینه و جنسیت نی‌نی خودمون هم هنوز معلوم نیست. به محض مشخص شدن جنسیت نی‌نی می‌یام  و بهتون خبر می‌دم. فعلا" زت زیاد! مخلص همه‌تونیم!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 22:39  توسط مزدا و مهراد  |