تبليغاتX
ماجراهای مزدا و مهراد
ماجراهای مزدا و مهراد
داستان شيطنت‌ها و خرابكاري‌هاي مزدا و مهراد
شيطنت - بخش دوم


سلام به همه

حتماً دليل ما رو براي دير آپ كردن و كمتر سر زدن به دوستامون مي‌دونين. به هر حال يه ني‌ني در راهه و سر ما، يه‌خورده شلوغ شده. مامان الان تو ماه چهارمه و هنوز جنسيت ني‌ني معلوم نيست، اما همه ما دوست داريم كه "پسر پسر قند عسل" باشه!

اما ادامه عكس‌هاي مربوط به شيطنت‌ها. گفته بودم كه من از همون اول به بالا‌نشيني عادت داشتم و جام هميشه روي اوپن بود. بزرگتر هم كه شدم و تونستم چهار دست و پا راه برم، ديگه در اين زمينه خودكفا شدم و خودم مي‌رفتم بالاي اوپن. باور نمي‌كنين. اين عكسارو ببينين:



ما يه ميز براي بين مبل‌ها‌ي راحتي داشيتم كه بعد از اين كه من راه افتادم و چهار دست و پا رفتن رو تجربه كردم، مامان مجبور شد اون‌رو جمع كنه. چون هميشه آثار دست وپاي من روي شيشه‌ها بود و چون به بالا رفتن از اون هم علاقمند بودم، ممكن بود يه وقت كار دست خودم بدم:


فكر نمي‌كنم لازم باشه توضيح بدم كه بعد از راه افتادن من، چه ترتيبات امنيتي خاصي تو خونه‌مون حاكم شد! چون همه مامان‌ها مي‌دونن كه در اين سن و سال، حس تجربه كردن ما بچه‌ها گل مي‌كنه و هيچ جايي تو خونه نمي‌مونه كه براي ما ورود ممنوع باشه:


يادمه داداشم آرين مي‌گفت بعضي از مردم تالاسمي دارن، اما ما تو خونه‌مون همه به بيماري "چاقاسمي"! مبتلاييم و تو خوردن از همديگه كم نمي‌ياريم:

بر خلاف شايعاتي كه خاله مرجان مامان شهراد جون و خاله هانيه مامان آرتا جون درباره ما راه انداختن، من نه تنها از شونه، گريزون نبوده و نيستم بلكه از همون اول، علاقه ويژه‌اي به شونه داشتم. باور نمي‌كنين اين هم سند:


يه توصيه هم براي بچه‌هاي عزيز. عزيزان من "كرم" چيز خيلي باحاليه؛ اما نمي‌دونم چرا اين مامان‌ها در مصرفش خست به خرج مي‌دن. راه درست مصرف كرم، اينه كه در هر بار مصرف، يه قوطي كرم رو خالي كنين تا حالش رو ببرين:

اين هم یک نمونه از عكس هاي مربوط به خواب من.




|+| نوشته شده توسط مزدا و مهراد در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 10:59 |