تبليغاتX
ماجراهای مزدا و مهراد
ماجراهای مزدا و مهراد
داستان شيطنت‌ها و خرابكاري‌هاي مزدا و مهراد
یه بازی ساده و کم خرج!

سلام، سلام، سلام به همه خاله‌هاي خوب و دوست‌جوناي عزيزم

اين روزا يه كمي بي‌وفا شدم و كمتر به وبلاگ دوستام سر مي‌زنم كه از اين بابت از همه شما معذرت مي‌خوام و اميدوارم اين تنبلي بهاري با شروع تابستون گرم از بين بره و بيشتر بهتون سر بزنم.

اين دفعه مي‌خوام يه بازي جديد رو بهتون معرفي كنم كه مي‌دونم بعضي‌هاتون مثل زهراي خاله ناهيد، اين بازي رو امتحان كردين و مي‌دونين كه چه حالي مي‌ده!!!(قابل توجه خاله هانيه، مامان آرتا جون و خاله ليلي، مامان آراز قهرمان كه به ابداع بازي‌هاي ساده براي ما كوشولوها علاقه ويژه‌اي دارن)

اول به اين عكسا نگاه كنين:

 

    

 

فكر مي‌كنين اينجا چه خبره؟ اگه فكر كردين كه مهمون داريم و مامان داره براي پختن غذا آماده مي‌شه، اشتباه كردين. بذار يه كم بهتون كمك كنم. اين عكس رو ببنين:

 

 

مي‌دونم كه خيلي از شما به ويژه شماهايي كه بچه‌هاي كوشولو دارين، متوجه شدين چه خبره. بعله بنده مشغول كابينت بازي هستم و اون ظرفا، محتويات اين كابينت بوده كه انقده مرتب رو زمين چيدم تا بتونم كابينت رو خالي كنم. حالا بقيه مراحل اين بازي رو ببينين:

 

    

 

  

 

  

 

اميدوارم كه مامان‌ها‌ي مهربون سخت نگيرن و اجازه بدن كه دوستاي من اين بازي رو تجربه كنن.

 

 

پي‌نوشت 1: وبلاگ داداشم آرين، مطلب جديد داره. اگه دوست داشتين اين مطلب رو هم ببینين.

پي‌نوشت 2: پويان جونم خواستم برات كامنت بذارم كه نمي‌دونم چرا نشد. خونه نو مبارك. مراقب باش چون اين مامان و بابا مي‌خوان سرت كلاه بذارن و اتاق كوچيكه رو بدن به تو. يه وقت راضي نشي‌ها. حتماً ازشون بخواه كه اتاق بزرگه رو براي تو بذارن!!!

پي‌نوشت 3: يه پادشاه جوانمرد بالاخره دندون درآورد و به هيچ كس هم شيريني نداد. نگيد نفهميديم‌ها!!!!

پي‌نوشت ۴: نمی دونم با آرین خاله فریبا، آراد خاله مریم که تازه به دنیا اومده و ترانه و تینای خاله مریم آشنائین یا نه؟ بهشون سر بزنین و باهاشون دوست بشین.

|+| نوشته شده توسط مزدا و مهراد در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 14:49 |