تبليغاتX
ماجراهای مزدا و مهراد
داستان شيطنت‌ها و خرابكاري‌هاي مزدا و مهراد

سلام به همه دوست‌جونام و خاله‌های مهربونم

می‌دونم که این روزا همه‌تون سرگرم تدارک دیدن برای ایام عید هستین و از همین جا سال نو را به همه دوست‌جونام تبریک می‌گم و می‌خوام پیشنهاد یه آتیش‌بس یه ماهه رو بدم که تو این مدت کمتر مامان و باباها رو اذیت کنیم تا تعطیلات عید تموم بشه و بعد دوباره با همه قوا، شیطونی‌هامون رو شروع کنیم. شاید تا موقع عید، دیگه مطلب جدیدی ننویسم، چون اوضاع و احوال خونه ما با اون چیزی که تو خونه‌های شما هست، فرق داره و این روزا همش باید حباسم به مامان باشه تا کمتر گریه کنه و انقده خودش رو اذیت نکنه. داداشم آرین هم همین رو ازم خواسته و گفته که مامان این روزا به یاد سال گذشته که همه با هم بودیم و حال دنیا رو می‌بردیم، خیلی غصه می‌خوره. پس اگه تا عید فرصتی نشد که دوباره مطلب بنویسم، از همین جا روی همه دوست‌جونام رو می‌بوسم و بهشون تبریک می‌گم. راستی به وبلاگ آرین هم یه سری بزنین. بابا یه مطلب جدید نوشته و یه فیلمی از آرین رو هم لینک کرده که اگه دوست داشتین برین ببینین تا بفهمین که داداشم، چقدر نویسنده خوبیه.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 13:41  توسط مزدا و مهراد  |