تبليغاتX
ماجراهای مزدا و مهراد
ماجراهای مزدا و مهراد
داستان شيطنت‌ها و خرابكاري‌هاي مزدا و مهراد
حرفای بد و فلفل!

از همین اولش گفته باشیم که این مطلب برای بچه‌ها و مامان‌های زیر 30 سال، بدآموزی داره. پس اگه فکر می‌کنین که جنبه‌اش(!) رو ندارین، از همین حال از خوندن این مطلب صرفنظر کنین. اگر هم این مطلب رو خوندین‌، یه وقت نرین چغلی ما رو به این ابی و مامانمون بکنین‌ها!! چون اون بیچاره‌ها روحشون هم از این مطلب خبر نداره و اگه می‌خواستم بهشون بگم، حتماً این مطلب رو شهید می‌کردن، مخصوصاً این ابی که چون خودش خبرنگاره و همیشه مطلباش سانسور می‌شه، مثه آدمای عقده‌ای شده و همین‌طوری الکی رو هر مطلبی خط قرمز می‌کشه.

در مطلب قبلی قول داده بودم که تو این مطلب یه تعدادی از حرفای بدی رو که یاد گرفتم براتون بنویسم و کاربردهای هر کدوم رو هم براتون تشریح کنم. قبلاً هم گفتم که ما بچه‌ها این حرفا رو از خود شما آدم بزرگا یاد می‌گیریم. پس به جای این که بعد از شنیدن این حرفا یا مشابه اونها از دوست‌‌جون‌‌های من‌، ناراهن بشین و بزنین پشت دستتون که "ای وای بچه‌های این دوره و زمونه چقدر بی‌ادب شدن!" مراقب حرف زدن خودتون باشین، چون ما کوچولوها مثه ضبط‌صوت می‌مونیم و شاید فکر کنین بعضی حرفا رو یادمون می‌ره، اما به وقتش چنان سربزنگاه، عین این حرفا رو بهتون تحویل می‌دیم که حتی فکرش رو هم نمی‌کنین. تازه‌ش هم همونطور که قبلا گفتم به هر حال عصبانی شدن یکی از ضروریات زندگی است و آدم باید بتونه موقع عصبانی شدن یه جور عصبانیت خودش رو سر دوستاش مثه پیشی باقری، هاپو باقری، گوسفند عشقولانه (این دوستم رو بابام برای روز والنتاین برای مامان خریده)، خاله قورواغه، شیر باقری، هزارپا، اژدها، خانوم دلفی، پیشی جدیده، اون یکی پیشی جدیده(!!!) تخلیه کنه و بنابراین شما می‌تونین از اول با برنامه‌ریزی یه حرف جایگزین رو برای استفاده در این مواقع به ما یاد بدین و مثلاً هر وقت عصبانی شدین به جای حرفای بد رایج، بگین: "میخ" یا "آتیش" تا ماها هم در مواقع مشابه از این حرفا استفاده کنیم. البته زیاد هم خودتون رو عذاب ندین چون به هر حال ما بچه ها هم باید تو این جامعه زندگی کینم و باید با شیوه های رفتار در این جامعه آشنا بشین و هر چقدر هم که شما مفاظب باشین به هر حال این حرفا رو تو مهد کودک یا تو مدرسه یاد می‌گیریم!!!!

حالا به چند نمونه از این حرفا که بزرگترا مثه نقل و نبات ازش استفاده می‌کنن اما تا همون‌ها رو از ما می‌شنون، ما رو با فلفل!!! تهدید می‌کنن، توجه کنین:

مرده‌شور: در مورد این که آیا این یه فحشه یا نه، جای اختلاف نظر وجود داره. بنابراین به جای این که به محض شنیدن این حرف، رگای گردنتون بزنه بیرون و از کله‌تون دود بلند شه! به لحن گوینده توجه کنین. بعضی وقتا این حرف وقتی از دهن یه مادر خارج می‌شه معنی‌اش اینه که خیلی دوستت دارم. (ما که از کار این آدم بزرگا سر در نیاوردیم)

الاغ: این واژه، اسم یه حیوونه بیچاره و دوست‌داشتنی و مظلومه که ما نمی‌دونیم چرا به عنوان فحش ازش استفاده می‌شه. داداشمون آرین می‌گه این واژه وقتی از طرف مامان فلور به‌کار برده می‌شه، معنی‌اش اینه که: "بچه این فرش رو تازه شستم، چرا وقتی چایی یا شیر کاکائو می‌خوری حواست به خودت نیست و نصفش رو می‌ریزی رو فرش!!!" اما من و پیشی فهمیدیم که وقتی بابا پشت فرمون این حرف رو می‌زنه و بعد دستش رو می‌ذاره رو بوق، یعنی این که: اوهوی‌ گاری‌چی! کی به تو گواهینامه داده!!!

پدر سوخته: خیلی دنبال معنی این فحش نباشین، فقط همین رو بدونین که این فحش هم مثه مرده‌شور، معانی مختلفی داره و گاهی وقتا حتی یه تعریف و تشویق هم به شمار می‌ره. باید برای فهمیدن این موضوع، به لحن گوینده و شرایط زمان و مکان توجه کنین.

کره‌بز: این فحشیه که در عین خالی کردن عصبانیت فرد، خیلی هم معنی بدی نداره و به همین خاطر معمولاً زیاد استفاده می‌شه. در عین حال کوچولوهای عزیز باید توجه کنن که این فحش به‌ظاهر خنثی هم باید معمولاً در جمع‌های خودمونی استفاده بشه و استفاده از اون برای آدمای غریبه و افرادی که مامان، باهاشون چشم و هم‌چشمی داره و جلوشون کلی از عزیز دردونه‌اش تعریف کرده، ممکنه خطرناک باشه و تنبیه جدی در پی داشته باشه.

به تو چه ربطی داره آدم حسابی: من این جمله رو از آرمان خاله رحمانی (خاله رحمانی رو که می‌شناسین. همون خاله‌ که برام کتلت می‌پزه و وقتی مامان جایی می‌ره نیگرم می‌داره، اما من اصلاً دوسش ندارم) یاد گرفتم. درسته که استفاده از این الفاظ برای کوچولوهای زیر سه سال، یه کمی دشواره، اما اگر این عبارت رو به جاش و در جمع خودمونی استفاده کنین، ممکنه حتی تشویق هم بشین!!!!   

خب فکر می‌کنم که فعلاً باید این کلاس رو تعطیل کنم و برم به دوست‌جونام پویان (که این روزا داره تو ایران، خونه مامانی‌ش رو می‌تکونه) و آرین خاله آنیتا که اینترنت خونه‌شون خراف شده، یه سری بزنم.

- توضیح ضروری: اگه بعضی‌هاتون فکر می‌کنین من بچه بدی‌ام و وبلاگم بدآموزی داره، خب برین وبلاگ داداشم آرین و مطلب جدید اون و همین طور وبلاگ شایان و مامانش رو بخونین. هر دو تاشون مطلب های جدید دارن.

|+| نوشته شده توسط مزدا و مهراد در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 12:10 |