تبليغاتX
ماجراهای مزدا و مهراد
داستان شيطنت‌ها و خرابكاري‌هاي مزدا و مهراد

دوست خیلی باحالم پویان عزیز  که تولد باباش مثه تولد بابای من بیست‌و‌پنجم دی ماه است، چن وقت پیش پیشنهاد کرد  که مجموعه‌ای از "صد و یک راه برای ذله کردن مامان خانومی‌ها"  تدوین کنیم که به نظر من هم پیشنهاد خوفی است و حتی شاید بعداً بتونیم این مجموعه رو برای استفاده همه کوشولوها چاپ کنیم! بنا‌براین از همه دوست‌جونا می‌خوام که در این بحث شرکت کنن و نظراتشون رو البته با توجه به تجربیات گهرباری که هر کدومشون در زمینه عاصی‌کردن مامان خانومی‌ها دارن اعلام کنن. برای شروع این بحث، من خودم (مزدا) سه راه رو پیشنهاد می‌کنم که در مورد مامان خودم حسابی جواب داده:

۱ – ساعت دوازده یا یک شب به مامان گیر سه‌پیچ بدی که من پلو می‌خوام، اما بعد از این که مامان برات غذا گرم کرد به جای خوردن پلوها اونا رو با قاشق به این طرف و اون طرف بپاشی!!!!

۲ – وقتی خونه یه نفر که مامان حسابی باهاش رودرباسی داره می‌رین، بعد از این که مامان با کلی کلاس گذاشتن براتون خیار پوست کند، به جای خوردن خیار پوست‌کنده، پوستش رو از تو ظرف ورداری و بخوری!!

۳ – به مامان بگی جیش دارم (با عرض معذرت از همه عزیزان) ولی وقتی رفتی مبال! به جای جیش کردن، شروع کنی به ور رفتن با شیر آب و تکه‌تکه کردن دستمال کاغذی و وقتی مامان بهت می‌گه پس جیش چی شد، بگی ندارم!

 

راه های پیشنهادی پویان:

۱- وقتی مامان به آدم شیر می ده،معمولاْ به این امید که دیگه بخوابیم تا صبح هی شیر بخوریم و هی بخوابیم و شیرو ول کنیم. وقتی هم که مامانه با خوش خیالی فکر می کنه خوابیدیم  تا می خواد بذارتمون تو تخت، بیدار بشیم و با دهن دنبال شیر بگردیم تا دوباره مامانی بغلمون کنه و باز دو تا میک و خواب و باز تا تو تخت می ذاره روز از نو روزی از نو...
۲- وقتی مامانی رو با ظرف مخصوص غذامون می بینیم، با هیجان بپریم طرفش و دو سه قاشق اول رو با اشتها بخوریم ولی تا مامانی میاد ذوق کنه قاشق چهارم رو همزمان که اومد تو دهن یه پووووووووووووف محکم و با حال می گیم. قیافه مامانی با صورت پر از هویج و سیب زمینی و عدس و... دیدنیه به خدا.
۳- مامانی با ذوق و شوق میاد و پوشک و لباسمونو عوض می کنه و تر و تمیز و آماده می شیم که بریم بیرون. ما رو می ذاره تو صندلی، خودش پالتو و شال گردن و کلاه و دستکش رو می پوشه و تا میاد بغلمون کنه می بینه وای وای گلاب به روتون از پوشکمون بوی پی پی میاد و...

 

منتظر نظرات ارزشمند همه دوست‌جونامون هستیم. هم اکنون نیازمند یاری شما هستیم!!! – مزدا و پویان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 13:47  توسط مزدا و مهراد  |